دیکشنری انلاین محیط زیست - محدود

طراحی شده توسط:سید محمد امین ابراهیم زاده---09166060155

جستجوی کلمه مورد نظر---چه فارسی چه انگلیسی

Untitled Document

صرفه جويي – دوري كردن – جلوگيري

Avoide

اضافي

Additional

انجام دادن – رسيدن يا نائل شدن

Achieve

وابسته

Associated

دانستن – نتيجه

Aimed

اشاره كردن به

Aimed at

كمك – هدف

Aim

اسباب

Appliance

قابل اجرا – عملي

Applicable

كاملا

Altogether

ميزان – بالغ

Amounts

مجاز

Allowable

نزديك شدن

Approach

انجام دادن – صورت گرفتن

Accomplish

جمع – اضافه-ضميمه-افزايش

Addition

قبلا- در شرف

Already

اجتماع شده

Associated with

توانا بودن-لايق بودن- با استعداد

Able

شايستگي- توانايي – لياقت

Ability

شتاب دادن – سرعت گرفتن

Accelerate

هنرها

Arts

توافق نامه

Agreement

متوسل شد – تقاضا كرد

Appealed

زنده-روشن-حساس

Alive

تقريبا

Approximately- nearly-rougly

نوعي غزال يا آهو - بز كوهي

Antelope

دوري كردن

Avoid

شكار كردن

At the kill

شمردن-گزارش- بيان علت-دليل- حساب كردن

Account

عالم آخرت- عالم فاني

Afterworld

شايستگي- توانايي- لياقت

Ability

متوسل شد- تقاضا كرد

Appealed

باستاني- ديرين – كهن

Ancient

آگاهي – اطلاع – هشياري

Awareness

اثر،نتيجه-دوست داشتن-تمايل داشتن به

Affect

شمالي- سرد- شمالگان

Arctic

 

Acceptable

آپانديس – ضميمه – ذيل- دنباله

Appendix

سر زدن-بالغ شدن- رسيدن

Amount

رخصت دادن- اجازه دادن

Allowed

مجاور- در برابر- مخالف – بسوي

Against

كمك كردن

Aid

پيشرفت – ترقي

Advancement

كاهش آلاينده ها

Abatement

تسكين – تخفيف

Alleviation

شركت – انجمن

Association

مبحث پيدايش و تكامل بشر

Anthropogenesis

ارزيابي

Appraisal

باد سنج

Anemoscope

باستاني

Ancient

موجود

Available

نزديك شدن – نزديك آمدن – معبر

Approaches

بزرگ سالان

Adults

 

 

هواپيمايي – هوانوردي

Aviation

دوباره

Again

همراهي كردن

Accompany

همراهي

Accompaniment

معين كردن

Appoint

قرار ملاقات

Appointment

نزديك شدن به – فرا رسيدن

Approch

B

پهناور- وسيع

Broad

تعقيب كردن – پيگيري كردن

Bursues

 

Brink

تنگه – تنگنا- تنگراه- گردن باريك

Bottleneck

ستون فقرات- ستون مهره ها

Back bone

تنفس كردن

Breath

نوع-گونه-پروردن-زائيدن-جنسي

Breed

ته – پايه – اساس – زمينه- مبنا

Base

كمين كردن

Blend

زيبايي – حس

Beauty

 

Brought

عقب – پشت سر – عقب مانده – پس افت

Behind

 

Began

متولد شدن- زاييده شده – متولد

Born

تحريم كردن- قدغن كردن

Ban

 

Banned

جنسي،نوع،گونه،پروردن،زاييدن

Breed توليد كردن

سرباز- خصوصي – اختصاصي – محرمانه

P rivate

ترازو- متعادل كردن

Balanced

اساس – پايه – مبنا

Base

جبهه جنگ

Battle front

پوشش – پتو

Blanket

وزيدن

Blow

سرزنش

Blame

پروانه

Butterflies

نهنگهاي نر – گاو نر – بي پروا كار كردن

Bulls

منقار – پوزه – دهنه لوله

Beak

متولد – زاييده شده

Born

 

C

تصفيه – تميز كننده

Clean up

شركت

Corporation

وظيفه شناس – با وجدان

Conscientious

به طور شايع – به طور رايج

Currrently

جامع

Comprehensive

شركت كردن در

Contribute

ارزش – بها

Cost

سرد كننده

Coolants

كمپرسور – ماشين فشار – خنك كننده

Compressor

طلب حق – متهم كردن – سر پيچي كردن

Challenge

خلق كردن

Create

قانون (اعلاميه) آب تميز

Clean Water Act (CWA)

كميته – مجلس مشاوره

Committee

اهميت داشتن – مربوط بودن

Concrern

دسته ها – خوشه ها

Clusters

اعتبار – آبرو – نسبت دادن

Credit

ستيزه ،نبرد ،كشاكش،تضاد،ناسازگاري

Conflicts

عدم تطبيق دو موجود زنده با هم

 

بچه پستانداران گوشتخوار -بچه شير

Cub بچه زائيدن

مداوم- متوالي – پيوسته

Continuous

بارگاه- حيات- دربار- دادگاه

Court

اقليم- قاره- پرهيزگار

Continent

نزديك به

Close to

گرفتن

Catch

مارپيچ

Coiled

پنجه- چنگال-ناخن- چنگ

Claws

دقت- نظارت

Care

گران- فاخر

Costly

پي در پي- متوالي-توالي

Consecutive

توالي- نتيجه منطقي

Consecution

تشريفات- جشن – مراسم

Ceremony

عموما- عمومي

Common

شركت كنندگان در جنگهاي صليبي

Crusaders

گيجي- پريشاني- درهم ورهم-اغتشاش

Confusion

گيج كردن- با هم اشتباه كردن

Confused

ميتوانست

Could

سده – قرن

Century

حمل و نقل كردن

Carry

همراه – همنشين- همراهي كردن

Companions

با فكر باز و درست- مطرح شده – تفكر كردن

Considered

اسارت – گرفتاري

Captivity

هوشيار – بهوش – آگاه

Conscious

ماهيچه ساق پا – گوساله

CALF

آلودن – ملوس كردن- سرايت دادن

Contaminated

مصرف – سوختن- زوال – مرض سل

Consumption

پايدار- ثابت قدم – با ثبات دائمي

Constant

دوره – مسير- روش- جهت-جريان

Course

دماغه- شنل

Cape

دسته بندي شده

Classified

انجمن – عرف- قرارداد-همايش- پيمان نامه

Convention كنوانسيون

قرن

Century

مسلم- برقرار- تاييد شده

Confirmed

ناسازگاري- تضاد – ستيزه

Conflict

مسلم- برقرار – تاييد شده

Confirmed

ييلاقات- حومه شهر

Countrysides

روبرو شدن با – مواجه شدن

Confront

رفتار- سلوك – هدايت كردن

Conducts

معبر- مجرا – كانال-لوله

Conduit

همكاري و كمك كردن، شركت كردن در

Contribute

آفريده – مخلوق – جانوران

Creatures

كرمهاي صد پا – پيله

Caterpillars

فاخته – صداي فاخته درآوردن- پريشان حال از نظر روحي

Cuckoo

مطمئن – اطمينان

Certain

نوزادان – گوساله زائيدن – زائيدن

Calves

كنتراست – هم سنجي – مغايرت – برابر كردن – مقايسه كردن

Contrast

 

 

 

 

اسير – زنداني

Captive

دوست

Companion

ترسو

Coward

همكاري كردن

Cooperate

همكاري

Cooperation

هدايت كردن

Coduct

جريان – جريان برق – جاري

Current

 

D

وابستگي – مربوط بودن به

Dependence

مشتق شدن – بدست آمدن

Derive

تخليه

Discharges

در طي – در مدت – در طول

During

تصميم گرفتن

Determine

لبني – لبنياتي- آلي

Dairy

مدرك – سند

Document

شرح داده شده

Described

به سبب- به جهت- به علت

Due to

هزينه- بها

Due

ظريف – لطيف

Delicate

با وجود – با اينكه

Despite

مساحت

Distances

سلسله- دودمان- آل- خاندان پادشاهان

Dynasty

پر جزئيات – به تفضيل

Detailed

اعلان شده – شناسايي شده

Declared

كاستن- كاهش

Decreased

در مدت

During

 

Distinct

خشكسالي

Drought

ويرانگر – مخرب

Destructive

چروكيده – خشكيده – پلاسيده

Driedup

نماينده – وكيل – جانشين

Deputy

 

Dating

موثر – قوي – جدي – كاري

Drastic

سازمان محيط زيست

DOE

گوزن يا خرگوش ماده

Doe

معين – تعيين كردن

Determined

قطع درختان جنگلي

Deforestation

تهي كردن – خالي كردن- به ته رساندن

Depleted

بومي – خانگي – خانوادگي – اهلي-رام

Domestic

مانع – زيان – كسر

Drawback

گوناگون – متمايز- مختلف- متغيير

Diverse

اعلان شده- اظهار شده- شناسايي شده

Declared

كاهش- زوال

Declining

زوال- شيب پيدا كردن – كاستن

Decline

به صورت موثر-قوي – شديد- جدي

Drastically

مربوط به رژيم غذايي

Dietary

مستفيما- بيرنگ

Directly

تخم كاشتن- منتشر كردن

Disseminates

دستور دادن- اداره كردن- مستقيم

Directed

پيدا كردن – كشف كردن – يافتن

Detect

بيابان – صحرا

Desert

شيرجه – غواصي

Dive

غواص

Diver

 

 

 

 

 

وسيله – ابزار

Device

ديندار – مذهبي

Devout

عزيمت كردن – دور شدن

Depart

عزيمت

Departure

سازمان

Departement

نقض – ضعيف

Defect

آرزو داشتن

Desire

 

E

بازدهي

Efficient

بهره وري – بازدهي – حداكثر- موثر

Efficienty

حذف كردن

Eliminate

حذف – زدودگي

Elimination

تجهيزات و امكانات

Equipment

انتشار پيدا كردن

Emitte

تلاش – سعي

Effort

برابر – مساوي

Equal

مشوق – تشويق

Encourages

سرگرمي ها

Entertainment

گونه اي كه از بين رفته است- منقرض

Extinc

انقراض

Extinction

به اندازه كافي

Enough

اجرا كردن

Executing

استثنا- اعتراض – رد

Exception

مبدا تاريخ- آغاز فصل جديد- عصر،دوره

Epoch

زود- به زودي – در ابتدا

Early

سياح- جستجو گر مكتشف

Explorer

اكتشاف كردن

Explor

زود- به زودي – در ابتدا

Early

مفرط – بيش از اندازه

Excessive

انقراض – انهدام- خاموش سازي

Extinction

گسترده كردن – مفجر شدن- تركيدن

Exploded

حدس زدن – تخمين زدن

Estimated

تاسيس كردن - تصديق كردن - تصفيه كردن

Established

شغل،استعمال كردن،به استخدام درآوردن

Employ

نقطه ديگر – در جاي ديگر

Elsewhere

اضافي – ويژه – فوق العاده

Extra

بزرگتر – ارشد

Elder

انفجار

Explosion

مناسب – دقيق – دقيقا

Exact

كافي

Enough

 

F

زيرين- ذيل – تعقيب كردن

Following

تشخيص- يافتن

Find

تخمير

Fermentation

تشخيص

Finding

قابل انعطاف

Flexible

جعبه شناسايي يا حقيقت

FACT BOX

 

Feet

سيما – چهره – مشخصات

Features

ماده ها

Females

درماندگي-قصور-عدم موفقيت-خرابي

Failure

از پا افتادن- بنيانگذار

Founder

پنج – پنجمين

Fifth

انداختن- بريدن-قطع كردن-سنگدل

Fell

يافتن

Founding

معدود-اندك-كم

Few

افتاده

Fallen

باران راديواكتيو – اتفاق افتادن

Fall out

قالبگير-پيشين-سابق-تشكيل دهنده

Former

 

Forevere

پرورشگاه- حيوانات اهلي- كشتزار

Farm

صندوق-وجوه-سرمايه-پشتوانه

Fund

مسير – كاملا- تماما

Fully

توجه – مرحمت – مساعدت

Favored

كشتزار

Farmland

جلو – از حالا – پيش – مسير آزاد – تمام كردن

Forth

حاصلخيز – برومند – پر بركت

Fertile

 

 

سيل

Flood

پرواز

Flight

ايمان

Faith

فرار كردن از

Flee

شبنم يخ زده – ژاله

Frost

خيالي – هوس باز – تفنني

Fanciful

فيلم سينمايي

Feature

 

G

زياد- فراوان

Greatly

نيروي گرفتن

Grip

دوره آبستني

Gestation period

الهه – رب النوع

Goddess

روئيدن- كاشتن

Growing

شيشه – ليوان

Glass

زادن-توليدكردن-زائيدن

Generate

چرا كردن- چراندن

Grazing

منبع يا مخزن ژني

Gene pool

بهبودي يافتن- كسب كردن- سود بردن

Gained

بهبود يافته

Gain

نفس نفس زدن

Gasp

اشارات و حركات در سخن گفتن

Gesture

بز – بزغاله – پوست – ستاره جدي

Goats

 

H

شكار كردن

Hunt

شكارچي

Hunter

مخفي

Hiding

كفتار

Hyenas

مخرب تمدن

Hun

نيمكره – اقليم

Hemisphere

سرزمين ميهني

Homeland

احترام- عزت- شرف- افتخار

Honored

روسري-روپوش-اوباش

Hood

قمار-مخاطره-خطر-به خطر انداختن

Hazard

مضر – پر گزند

Harmful

زيستگاهها

Habitats

انتظار داشتن – اميدواري

Hope

با كله – با سر

Head long

دستي – بكار بردن

Handle

تخم گذاري – روي تخم نشستن – دريچه

hatched

 

I

بجاي

Instead of

به اختصار – به اجمال

Inanut shell

سرمايه گذاري

Investment

بي لياقت – بي كفايت

Inefficiencies

محرك – باعث

Incentive

مستقل

Independed

مال او- مال آن

Its

در مخاطره انداختن

Imperiled

اهميت

Importance

درون همسري

Inbreeding

كودك- بچه كمتر از 7 سال

Infant

تكميل كردن

Implementing

تكميل كردن-انجام دادن-اجرا كردن

Implement

غريزي-ذاتي-ايجاد شده از موجودات هم تيره

Inbred

درون همسري توليد و تناسل در ميان هم نژادها

Inbreeding

عصر يخبندان

Ice Age

صنعت-ابتكار- پيشه- هنر

Industry

جداسازي

Isolated

شماره-نژاد-نوع-كردار-برآمد-نشريه

Issues

تك- منحصر به فرد-شخصي

Individuals

شامل شدن

Including

غريزه- هوش طبيعي جانداران

Instincts

دست نخورده-بي عيب

Intact

 

Indiscrimnate

بيمه كردن-ضمانت كردن

Insure

بهبودي دادن-پيشرفت

Improve

تصوير – شكل – ظاهر

Image

 

 

واحد اندازه

Inch

تقليد كردن

Imitate

تقليد

Imitation

قابل فهم – روشن

Intelligible

تنبل

Idle

تنبلي – بيكاري

Idleness

جويا شدن

Inquire

تحميل كردن

Impose

صحبت كسي را قطع كردن

Interrupt

عفوني كردن

Infect

آبياري كردن

Irrigate

 

J

تنه زدن – هل دادن

Jostle

سفر – مسافرت – سفر كردن

Journey

 

K

گرفتن

Keep-kept

دانش – آگاهي

Knowledge

 

L

بعلاوه- همچنين

Likewise

درياچه

Lake

نشت كردن

Leakage

ساق پا – ران-پازدن

Leg

اتلاف – فقدان – باخت – زيان - خسارت

Loss

نبودن – نداشتن- فقدان- كسري

Lack

پلنــــــــــگ- گــــــــربـــــه وحشي

Leopards

قرار گرفتن-دروغ-وضع طبيعي- موقعيت

Lie

سبك وزن

Lightweight

آموختن

Learn

طول عمر

Lifespan

احشام-چهارپايان-حيوانات اهلي

Livestoch

هدايت كردن

Led-lead

رفتند-چپ-ترك كردن

Left

زندگي متداول

Lifestyle

ناحيه لاپلند و نروژ و فنلاند و روسيه

Lapland

پست تر – كمتر

Less

ترك كردن

Leaving

كسري- نبودن – نداشتن – ناقص بودن

Lack

درياچه

Lake

زبان شناس

Linguist

شش – ريه

Lung

هدايت كردن – سرب

Lead

 

M

كود

Manure

ملاقات يوز

Meet the cheetah

ساختن- به وجود آوردن- نظير – شبيه

Make

سيرت- اخلاقيات- اخلاق

Morality

نرها – مردانه – نرينه

Males

توده-انبوه-جرم-حجم-جمع-گروه

Mass

رمز-معما – هنر

Mystery

نگهداري كردن- حمايت كردن

Maintained

ابقا-تعمير- نگهداري-نگهداشت.

Maintenance

هيئت اعزامي- به ماموريت فرستادن

Mission

 

 

مسلسل

Machine gun

گل

Mud

گل آلود

Muddy

شهيد

Martyr

شهادت

Martyrdom

پيام

Message

فريب دادن

Mislead

نيمروز – ظهر

Midday

دوجانبه – متقابل

Mutual

 

N

نجابت- اصالت خانوادگي

Nobility

شمالي

Northern

در سرتاسر كشور

Nationwide

هسته اي- مغزي

Nuclear

محلي- اهلي- بومي

Native

ضروري

Necessary

سوزن – سوزن خياطي

Needle

كشتيراني كردن – هدايت كردن (هواپيمايي و غيره ) طبيعت – گوهر-ذات

Navigate

 

O

بو

Odor

بهينه ساختن

Optimizing

بهينه-مقدار مطلوب

Optimum

محل كار- اداره

Office

رسمي-اداري

Official

دارا بودن-شخصي-تن در دادن

Owned

منشا- زاد و ولد- اولاد

Offspring

به وجود آمدن- توليد شدن

Originated

رخ دادن- اتفاق افتادن

Occur

خارج

Outside

 

Overcoming

 

 

قادر مطلق – قدير

Omnipotent

اقيانوس

Ocean

ستم

Oppress

آشكار – واضح

Obvious

بدست آوردن

Obtain

 

P

شركت كردن – دخالت كردن

Participate

تقدم – اولويت

Priority

اجرا – كارايي

Performance

پيمان بستن – قول دادن

Pledge

شركت كننده

Participating

شراكت – شركت

Partnership

سودمندي

Profit – benefit

ترويج و ترقي دادن

Promote

رهبري كردن – هدايت كردن- خلبان

Pilote

تجربه – تمرين – عادت

Practice

لوله

Pipe

شكل – منظر – صورت – دوره

Phased

تعقيب كردن – پيگيري كردن

Pursues

شكار – طعمه كردن

Prey

نزول يافتن – سرازير شدن – شاقول

Plummeted

هرم

Pyramid

دقيق – درست

Precise

به طور منحصر به فرد يا ويژه-به طور نكته بين

Particularly

قدرتمند

Powerful

نقطه هاي پولكي-لكه هاي بدن يوز

Polka dot

پيش نياز- شرط لازم

Prerequisite

حيوانات اهلي دست آموز

Pets

فرعون

Pharaohs

نقاشي

Painting

قطعه-تكه-دانه

Piece

بالش-پشتي

Pillow

استان ها- ايالتها

Provinces

پليستوسن- عهد چهارم زمين شناسي

Pleistocene

درصد

Percent

فرض كردن- احتمال كلي دادن-فضولي

Presumed

شبه جزيره- پيشرفتگي آب در خشكي

Peninsula

استان- ايالت

Provinces

جايگاه-مكان- مرتبه-فضا

Placing

بر حسب درصد- درصد-قسمت

Percentage

پيشين- مقدم

Prior

تر و تازه- طبيعي

Pristine

ثابت-پايدار- دائمي

Permanent

سرباز-خصوصي-محرمانه

Private

برخلاف مقررات شكار صيد كردن

Poaching

مطرح كردن- وانمود داشتن-ژست

Pose

جواز- اجازه

Permitted

به طور غير كافي – به طور فقيرانه

Poorly

وافر – فراوان

Plentiful

نوك – قله – راس – حد اكثر – كاكل – فرق سر

Peak

شفريگي – ايجاد شفيره

Pupation

كاغذ مصري

Papyrus

 

Peching

 

 

پاك – خالص

Pure

تشويق كردن – وادار كردن

Persuade

وضع بد – نا بساماني

Plight

موعظعه كردن

Preach

پيشين – بدوي – اوليه

Primitive

 

R

خام – نارس

Raw

كاهش دادن

Reduce

كاهش – تبديل – تحويل

Reduction

بازيافت

Recovery

اصلاح كردن

Reforme

جمهوري

Republic

يخچال

Refrigerator

نرخ – سرعت – ميزان

Rate

رسائي-حدود-تيرس-برد

Range

رسيدن به-برد

Reach

مولد-تناسلي

Reproductive

بيشتر از

Ratherthan

دويدن – فرار كردن

Running

جمع شدن

Ret ract

رقيبان – شكار

Rival

مسابقه-نبرد-دوران-تلاش-طبقه

Race

بالا بردن-پروراندن-توليد كردن - ترقي

Raised

سلطنتي – شاهانه

Royal

توجه مجدد كردن-نگهداري مجدد

Rewarded

برداشتن- حذف كردن

Removed

سواركار- الحاقيه

Rider

خشكسالي

Rought

اقامت كردن- باقي ماندن

Remain

قابل استفاده دوباره

Reusable

محدود كردن- منحصر كردن به

Restrict

دليل – سبب – عقل

Reason

دوباره توليد كردن

Reproduce

گوزن شمالي

Reindeer

راكتور – عامل واكنش

Reactor

رسيدن به- كشش – حصول

Reached

باز يافتن- بهبود يافتن

Recover

وابسته – به طور نسبي

Relatively

رسيدن

Reaching

معلوم كردن- آشكار كردن – فاش كردن

Reveal

 

Raised

لازم داشتن – نياز داشتن

Requiremnt

كاستن – ساده كردن- مطيع كردن

Reduces

سريع – تندرو

Rapids

دست يافتن

Reach

بازگشت

Return

 

 

گزارش

Report

گزارشگر – خبرنگار

Reporter

منابع

Resources

بازيافتن

Regain

ناحيه

Region

پارو زدن

Row

نيروي مقاومت – خاصيت جسم عايق

Resistance

بترتيب تقدم و تاخر

Respectively

غارت كردن

Rob

دويدن

Run

غلطاندن – جابجا كردن

Roll

 

S

حلال

Solvent

ذخيره كردن- حفظ كردن – نجات دادن

Save

عقب گذاشتن – اجرا نشدن

Surpass

فهرست – برنامه – جدول

Schedule

بررسي – بازديد- پيمايش

Survey

خوك

Swine

سيل- خوك آبي- نشان- مهر و موم

Seal

بخش – خط كشي – ناحيه ها

Sector

جايگزين

Substitute

آزمايش- نمايش

Screening

اين طور – از قبيل – مانند

Such

پراكنده شدن- پخش كردن

Scattered

بلند و باريك- قلمي

Slender

تيره پشت،ستون فقرات،مهره هاي پشت

Spine

نرم – براق – صيقلي – صاف

Sleek

ثانيه ها

Seconds

امضا كردن

Sign

امضا

Signature

كشيدن- باز كردن

Stretche

با حداكثر سرعت دويدن

Sprint

دزديده شده

Stolen

مهارت هاي

Skill

ميخ رفتن

Spiked

هدايت – رهبري

Steering

جنوبي

Southern

منفرد

Singled

تحمل كردن – رنج بردن

Suffer

به طور زيرك – هوشيار

Sharply

از

Since

سومري ها

Sumerians

تنديس – پيكره – پيكر

Statues

جستجو كرده

Soul(seek)

دو سرعت- يا حداكثر سرعت دويدن

Sprinted

جلسه – نشست – صندلي

Sitting

جدي

Srious

سخت – سخت گير – طاقت فرسا

Severe

بي رمق – خرج شده- نيروي خود را از دست داده

Spent

كوشش كردن

Striving

مناسب

Suitable

متاسفانه- به طور اندوهگين

Sadly

هدف- ميدان – قلمرو

Scope

بينايي – بينش – هدف-ديدن-بازرسي

Sighted

شوروي-هيات حاكمه شوروي

Soviet

پناهگاه – سنگر

Strongholds

تاميين كردن- مطمئن – بي خطر

Secure

مناسب

Suitable

استراتژي – رزم آرايي

Strategie

پيروز – موفق

Successful

تقويت كردن – تحمل كردن- نگه داشتن

Sustain محافظت كرد

رها كردن – پرتاب كردن- عكس برداري

Shooting

رنج كشيدن- تحمل كردن

Suffer

پراكنده كردن- از هم جدا كردن

Scattered

تغذيه

Supplies

امن

Safer

به سادگي – واقعا – حقيقتا

Simply

سراشيبي – شيبها – كجي ها

Slopes

صرف كردن – خرج كردن – پرداخت كردن

Spending

تيز – شيرجه رفتن – غواصي كردن – تفحص كردن

Sharp

مرداب – باتلاق

Swamp

بويايي – شامه – بو – عطر – حاكي بودن از

Smell

نقطه - خال – مكان – لكه – فوري – آماده پرداخت

Spot

ماهي آزاد – قزل آلا

Salmon

ماهي مركب – انواع سرپاوران 10 بازوئي – قلاب ماهيگيري

Squid

 

 

سنگر

Stronghold

جمجمه

Skull

بقاء

Survival

بقا يافتن

Survive

كمياب

Scarce

آبله

Smallpox

قيچي

Scissors

پوشش

Shell

زخم – داغ

Sore

مستقيم – راست

Straight

چوب – عصا

Stick

تعقيب كردن در دادگاه ( سو كردن )

Sue

توالي

Succession

نادان

Stupid

 

T

آشغال

Throw away

سمي

Toxic

به راه اندازي موتور- مكانيك

Tune up

هزار

Thousand

وقت گير

Time---consuming

گلو

Throat

گرايش داشتن

Tend

به طور صفت و محكم- كيپ

Tightly

خط اشكي

Teardrop line

دم

Tail

رام- اهلي

Taming

رام- اهلي

Tamed

آرامگاه-مقبره

Tombs

فرهيختار- دنباله دار

Trainer

تهديد

Threat

گرفتن

Took

وزغ

Toad

سپس- بدليل آن

Therefore

نشانه رفتن-دنباله-وزيدن

Training

 

 

لرزيدن

Tremble

فرار كردن از

To run away

در سراسر

Throughout

نخ

Thread

ترساندن – تهديد كردن

Threaten

 

U

به كار بردن- كمكي

Utility

استفاده كردن

Utilize

 

Underwent

انجمن

Union

ناتوان

Unable

بي نظير- منحصر به فرد

Unique

غير قابل پيشگويي- غير قابل استناد

Unpredictable

ادا كردن

Utter

مصرف كردن – مورد استفاده قرار دادن

Use up

كائنات

Universe

تحمل كردن

Undergo

بالاي رودخانه – مخالف جريان رودخانه

Upstream

 

V

از روي اختيار- ارادي

Voluntarily

آسيب پذير

Vulnerable

نايب- معاون

Vice

كركس ها- لاشخورها

Vultures

شكار-قرباني

Victim

ناپديد شدن- به صفر رسيدن

Vanished

مناسب رشد- زيست پذير- ماندني

Viable

گوناگون- مختلف

Various

قضاوت – فتوي

Verdict

ديدن

View

بيننده

Viewer

جنبش – ارتعاش

Vibration

W

طرز كار

Working

در حالي كه

While

خردمند-طريق

Wise

از آنجايي كه

Whereas

به طور نامحدود- به طور عريض

Widely

پيروزي- بدست آوردن

Win

به اندازه- در مدت- در حدود

Within

مخالف-بي ميل- ناراضي

Willingness

مجروح – زخمي

Wounded

نجوا كردن

Whisper

خواست – اراده – نيروي انتخاب

Will

 

 

 

 

report phishingreport abuse